موضوعات
تاریخچه مهندسی صنایع
درباره اقتصاد مهندسی نرم افزار اقتصاد مهندسی دانلود نرم افزار مهندسی ریاضیات مهندسی مهندسی مدیریت پروژه آموزش زبان انگلیسی دیکشنری آنلاین درباره مهندسی صنایع کتابها مطالب جالب وخواندنی مدیریت مهندسی سیلابس مهندسی صنایع برنامه امتحانی و اطلاعیه ها مهندسی معکوس استانداردهای مدیریتی ISO ارگونومی WBS سوگند نامه مهندسی نقشه کشی مفاهیم استاتیک فیزیک مهندسی ارزش منطق فازی بهره وری کنترل پروژه 6 سیگما فرآیندهای تولید TRIZ حسابداری |
6سیگمادوشنبه 1387/07/2914:56
مقدمهشش سيگما يك رويكرد تجاري چندوجهي و همه جانبه است كه به منظور حركت در مسير تعالي سازماني، در صورت بهره گيري درست از آن مي تواند نقش اساسي ايفا كند. اگرچه به ظاهر، يك فرآيند و تفكر آماري را تداعي مي كند ولي به واقع مي خواهد در جاده هاي كيفيت و تعالي از طريق آسيب شناسي متدولوژي، شناسايي نقاط قوت و فرصتهاي بهبود مسير حركت و استقرار سيستم هاي كيفيت را به سمت خطاي صفر (ZERO DEFECT) ترسيم سازد و هدف عملي آنها رسيدن به سطح كيفيت شش سيگما يعني ¾3/4 خطا در ميليون است. اين موضوع خود را در جاهاي بسيار بحراني و حساس مانند حركت امن هواپيماها، كنترل ضربان قلب بيماران، كنترل حسابهاي كلان بانكي و... كه خطاي جزئي در محاسبه ضررهاي جبران ناپذيري را به بار مي آورد، خودنمايي مي كند. در اين مقاله برآنيم كه بگوييم اگرچه اين رويكرد، خود نوعي روش ارزيابي درست است اما خود متدولوژي آن نيز نيازمند ارزيابي است. ارزيابي شش سيگما برای خواندن ادامه مقاله به روی ادامه مطلب زیر کلیک کنید.>>>>
ادامه مطلب 6 سیگما
3چیز!!!چهارشنبه 1387/07/2415:31
میگن سه چیز درزندگی هیچگاه بازنمیگردند: زمان، کلمات و موقعیت ها. سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست بروند: آرامش، امید و صداقت. سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیستند: رؤیا ها، موفقیت و شانس. سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها هستند: عشق، اعتماد به نفس و دوستان. سه چیز در زندگی یک انسان را می سازند: تلاش، اخلاص و موفقیت. سه چیز در زندگی یک انسان را نابود می کنند: غرور،خشم ودروغ
ادامه مطلب مطالب جالب وخواندنی
مراحل اصلي در پيادهسازي مديريت ريسك كدامند ؟چهارشنبه 1387/07/1021:39
بسياري از پروژهها كه فرض ميشود تحت كنترل هستند ، با ريسك به عنوان رخدادي شناختهنشده روبرو گرديده و كوشش ميكنند آن را كنترل كنند . اكثر پروژهها چنين رخدادهايي را به خوبي از سر رد ميكنند ولي با يك تلاش جامع مديريت ريسك ، رويدادهاي ريسك قبل از وقوع شناسايي و كنترل ميگردند و يا برنامهاي تهيه ميشود كه در زمان وقوع اين رويدادها با آنها مقابله كند . با درنظر گرفتن اين مفاهيم پايهاي امكان مقابله با ريسك به وجود ميآيد . لذا ابتدا بايد نسبت به شناسايي ريسكهاي محتمل پروژه اقدام كرد ؛ اين كار با دستهبندي ساختار كارها و با پرسش چند سوال از خود و يا اعضاي گروه پروژه ، امكانپذير است . مثلا : درموقع نياز به منبعي يا منابعي كه در دسترس نيستند چه اتفاقي خواهد افتاد ؟ اگر كنترلي در مورد مولفهاي كه بر پروژه اثرگذار است نداشته باشيم چه اتفاقي ميافتد ؟ بدترين سناريو چيست ؟ چه چيزي باعث آن ميگردد ؟ چه قدر وقوع اين اتفاق محتمل است ؟ عواقب آن چيست ؟ ممكن است سوالهاي ديگري نيز به ذهن شما خطور كند كه البته اين سوالها سرآغاز خوبي است كه شما را در مسير درست هدايت كند . هرچيزي كه به مغز شما خطور ميكند فهرست كنيد ، سپس در مرحله بعد تعيين كنيد كه آيا نياز به مقابله و پيشگيري ريسك است و يا بايستي تا زمان وقوع آن صبر كرد . اگر ريسكها را مشخص كنيد و تصميم بگيريد كه هيچ عملي نبايد انجام گيرد باز بهتر از آن است كه آنها را شناسايي نكرده باشيد . پس از اين مرحله تمام ريسكهاي شناسايي شده را كمي كنيد ؛ ابتدا ريسكها را دستهبندي و سپس احتمال وقوع هر ريسك را تعيين كنيد . براي تخصيص مقادير احتمالي به ريسكها از مقادير پيشنهادي زير ميتوانيد استفاده كنيد : قريب الوقوع = 85% بالا = 85% محتـــــمل = 60% يامتوسط = 50% ممــــــكن = 40% پايين = 15% غيرمحتـمل = 15% اكنون احتمال وقوع هر ريسك قابل محاسبه است . راه ديگر ، نسبت دادن درصد وزني به هريك از ريسكهاست . مشكل اصلي اين روش آن است كه همواره دادههاي تجربي به اندازه كافي در دسترس نيستند تا اين كار به دقت انجام گيرد . در اين روش معمولا افراد باتجربهاي مبادرت به اين كار ميكنند كه تجارب جامعي از انواع رويدادها در پروژههاي مختلف كسب كردهاند ؛ مجموع درصدهاي تخصيصي به رويدادها بايستي صد باشد . در مرحله بعد به هر ريسك ، يك مقدار نسبت دهيد . اين مقدار ميتواند در صورت نياز برحسب هزينه و يا زمان باشد ؛ به عنوان مثال اگر هدف تعيين زمان اتمام پروژه است ، هر ايدهاي در مورد مدت زمان فعاليتها ميتواند يك سناريوي ريسك محسوب شود . در اين مرحله ميتوان مقدار حقيقي ريسك را با محاسبه حاصلضرب مقادير تخصيص داده شده به ريسك و احتمال وقوع آن به دست آورد و با توجه به نتايج حاصل ميتوان نسبت به انجام عملي يا به تعويق انداختن آن تصميمگيري نمود . بعد از انجام مراحل مديريت ريسك ، ميتوانيد فرايندهاي نگهداري مجموعه ريسك را آغاز كنيد . براي اين كار بازنگري دورهاي ريسك را آغاز كنيد كه مبتني بر پيچيدگي و مدت پروژه و وقوع تغييرات پروژه است . آغاز اجراي اين كار ممكن است بيهوده و هزينهزا به نظر آيد اما چنانچه يكبار اين كار را انجام دهيد و ريسكها را شناسايي و به صورت كمي آنها را كنترل كنيد در آن صورت به ارزش مديريت ريسك پي خواهيد برد . بنابراين در مرحله نخست اقدام به شناسايي ريسكهاي پروژه در بالاترين سطح WBS كنيد و از اينكه راه به سطوح پايينتر مييابيد نگران نباشيد . بعد از چند بار انجام اين كار ، مساله خيلي واضحتر خواهد شد . ما در دنياي مخاطرات ريسك زندگي ميكنيم . بايد ريسكها را تحليل كنيم ؛ اگر با آنها برخورد داريم بايد آنها را شناسايي و در مجموع تمام ريسكها و عوايد آنها را بايد ارزيابي كنيم . منافع حاصل از مديريت ريسك ممكن است تا غلبه پروژه بر آن ملموس نباشد اما به خاطر داشته باشيد كه كسي كه از برنامهريزي اجتناب كند به طور حتم برنامه شكست پروژه خود را طرحريزي نموده است !
ادامه مطلب مهندسی مدیریت پروژه
يك مدير پروژه بايد داراي چه توانمنديهايي باشد ؟یکشنبه 1387/07/0716:0
یک مدیر پروژه میتواند یک مهندس صنایع یا یک مهندس مدیریت پروژه باشد.دامنه عملياتي پروژهها و اعمال مديريت بر آنها ، بازهاي وسيعتر از محدوده خود پروژه را دربردارد . سازمان اجراي پروژه معمولا به عنوان بخشي از سازمانها ، شركتها و موسسات دولتي و خصوصي مطرح است . ساختار سازمان اجرايي پروژها ، اغلب متاثر از اقتضا و محدوديتهاي استفاده از منابع كاري در آنها هستند . در هرشكلي از سازمان اجرايي پروژه ، اين مدير پروژه است كه به عنوان مسئول آن و تحويلدهنده كار مطرح است . در سازمانهاي پروژهمدار ، مدير پروژه كليه اختيارات و استقلال يك مدير را دارا بوده ، كليه بخشها را شخصا مديريت ميكنند . اين وضع در سازمانهاي وظيفهاي كه بر مبناي پروژهها طراحي نشدهاند متفاوت است و مدير در آنها بيشتر يك هماهنگكننده يا پيگيريكننده است .
مديريت عمومي دربرگيرنده طيف گستردهاي از جنبههاي مختلف سرپرستي فعاليتهاي مستمر است . مهارتهاي مديريت عمومي ، پايه و مبناي اصلي مهارتهاي مديريت پروژه هستند و آگاهي كامل از آنها اغلب براي مديران پروژه ضروريست . تواناييهاي يك مدير پروژه از ديدگاه PMBOK بهشرح ذيل است :
1 - رهبري
رهبري (Leadership) و مديريت (Management)، از يكديگر متمايزند ولي نياز توامان به آنها در پروژه احساس ميشود . مديريت توجه خاص به سازگاري بين نتايج اصلي حاصله و انتظارات متوليان و مجريان است درحاليكه رهبري شامل موضوعات زير است :
Ø تعيين اهداف سازماني : مشخص نمودن اهداف و تبيين استراتژي دستيابي به آنها .
Ø همسوسازي متوليان و مجريان : ايجاد ارتباط و همسوسازي اهداف فردي و ايجاد انگيزه همكاري مشترك بين دستاندركاران براي حصول به اهداف سازماني .
Ø ايجادانگيزش : كمك به متوليان و مجريان در ايجاد انگيزه در آنها براي غلبه بر مشكلات محيطي ، قوانين اداري و ساير محدوديتهاي فردي .
انتظار ميرود در پروژهها ، بهخصوص پروژههاي بزرگ ، مدير پروژه ، رهبر نيز باشد . اين رهبري نه تنها در امور پروژه ، كه در همه بخشهاي ارتباطي اعضاي تيم پروژه جريان مييابد .
2- ارتباطات
موضوعاصلي ارتباط (Communicating) تبادل اطلاعات است . طراحي و پيادهسازي جريان درست دادههاي دقيق و پردازش مناسب آنها به منظور دستيابي به اطلاعات درست ، از مهارتهاي مهم مديريت عمومي است . انواع روشهاي ارتباطي در پروژه گسترده است و طيف وسيعي شامل ارتباطات شفاهي ، نوشتاري ، شنيداري و گفتاري ، رسمي و غيررسمي ، داخلي و خارجي ، عمودي و افقي را دربردارد .
مدير پروژه بايد روش درست انتقال اطلاعات و چگونگي برقراري ارتباط در هر بخش را به دقت طراحي كند تا از گردش مطلوب اطلاعات در سازمان پروژهاش اطمينان يابد . داشتن اطلاعات درست ، دقيق و بههنگام ، از پيششرطهاي لازم براي تصميمسازي است . اهميت اين مساله در پروژهها بهحدي است كه PMBOK ، فصلدهم خود را به مساله ارتباطات در پروژه اختصاص داده است .
3- مذاكره
مذاكره (Negotiation) مشاوره و رايزني با ديگران براي كسب نتيجه و دستيابي به توافقي مشخص است . بسياري از توافقات با حضور طرفين يا نمايندگانشان و با گفتگو حاصل ميگردد . ميانجيگري ، حكميت و داوري ، برخي اشكال گوناگون مذاكره هستند . مذاكرات در پروژهها، بهدفعات و در زمانهاي مختلفي صورت ميپذيرد .
4- حلوفصل اختلافات
حل مشكلات پروژه (Problem Solving) ، تلفيق توام بيان مسايل روزمره و اخذ تصميم است . حل مشكلات نياز به ريشهيابي آنها و يافتن علتومعلولهاست . حلوفصل مشكلات ، شامل تجزيه و تحليل مساله و تعيين راهحلهاي مناسب و سپس انتخاب يكي از آنان ، از فعاليتهاي مهم مديريت است . تصميمات بايد بهموقع اتخاذ شوند و اجراي آنها بهدقت پيگيري شود .
5- تاثير بر سازمان
توانايي سازمان ، قابليت انجام بهموقع امور است . براي ايجاد اين قابليت بايد هماهنگي مناسب بين اجزاي سازمان برقرار گردد و تصميمات اتخاذشده مدير بهدرستي توسط افراد اجراشود ؛ اينجاست كه مديران نياز به هنر اقتدار و علم سياست دارند تا از طريق نفوذ بر افراد ، تواناييهاي سازمان در اجراي بهموقع تصميمات را افزايش دهند .
ادامه مطلب مهندسی مدیریت پروژه
منشور پروژه ، تعاريف و كاربردهایکشنبه 1387/07/0715:48
مقدمه موضوعات برنامهريزي زماني و هزينهاي، در مقايسه با موضوع منشور پروژه، توجه زيادتري را به خود جلب كردهاند.
ويرايش سوم راهنمايPMBOK، منشور پروژه را به عنوان «سندي» تعريف ميكند«كه توسط طراح يا حامي پروژه انتشار يافته و به طور رسمي موجوديت پروژه را تصويب و اختيار به كارگيري منابع سازماني را در جهت انجام فعاليتهاي پروژه، به مدير پروژه واگذار ميكند.» (PMBOK سال 2004، صفحه 368). واژه كليدي در اين تعريف، «اختيار» است. منشور، به پروژه موجوديت و اعتبار مي بخشد و مدير پروژه را داراي مجوز و اختيار قانوني ميكند.
برای خواندن ادامه مقاله بروی ادامه مطلب پایین کلیک کنید.>>>>
ادامه مطلب مهندسی مدیریت پروژه
تاريخچه دانش TRIZ به چه زماني باز ميگردد ؟یکشنبه 1387/07/0715:44
شالودههاي دانش TRIZ از سال 1946 توسط گنريچ آلتشولر بر اساس نتايج حاصل از مطالعه اختراعات مختلف پايهگذاري شد . آلتشولر كه به پدر TRIZ شهره است در سال 1926 در روسيه متولد گرديد ؛ وي كه از همان دوران نوجواني نسبت به ابداعات و اختراعات كنجكاوي و علاقه خاصي داشت و اولين اختراع خود را در سن چهارده سالگي انجام داد ، در اداره ثبت اختراعات مشغول به كار شد . كار او كمك به مخترعين براي ثبت اختراعاتشان بود ؛ او در حين كار ، گاهي به حل مسائل فني آنان كمك ميكرد . در اين دوران بود كه او دريافت حل مسائل فني كه منجر به اختراع و نوآوري ميشود به اصول و روشهايي فراتر از تكنيكهاي خلاقيت شناختهشده تا آن هنگام نياز دارد . آلتشولر در طي مطالعات خود به اين نتيجه مهم رسيد كه يك نظريه اختراع بايستي داراي چند ويژگي اصلي از جمله موارد زير باشد : 1- شامل يك فرايند گامبهگام و نظاميافته باشد . 2- بتواند از ميان گسترهاي از راهحلها ، مستقيما به بهترين راهحل (راهحل ايدهآل يا كمال) منجر گردد . 3- داراي ويژگي تكرارپذيري باشد . 4- بتواند ساختاري براي دانش ابداع ارائه نمايد . آلتشولر بيش از بيستهزار اختراع ثبت شده (Patent) را مورد بررسي قرار داد تا متوجه شود اختراعات به عنوان مسالههاي ابداعي (يعني مسالههايي كه راهحل آنها مشخص نيست و بايستي آن را با روشهاي خلاق و ابداعي كشف نمود .) چگونه حل شدهاند . از بين اين تعداد آلتشولر چهارهزار اختراع مهم و برجسته و به عبارتي راهحلهاي خلاق و ابداعي اصلي را مورد مطالعه عميقتر قرار داد . براساس نتايج حاصل از اين نوع مطالعات خلاقيتشناسي تحليلي ، آلتشولر به كشفيات بسيار مهمي دست يافت و اصول ، مفاهيم و روش هاي TRIZ را به عنوان يك علم نوين و بسيار باارزش به جهان ارائه نمود . البته اين خلاقيت و نوآوري فوقالعاده مهم آلتشولر متاسفانه همانند بسيار از كشفيات و اختراعات كوچك و بزرگ تاريخ در ابتدا درك نشده و با انواع مخالفتها ، مقاومتها و بيمهريهاي تاسفبرانگيز (آنچه كه در خلاقيتشناسي تحت عنوان اينرسي خلاقيت و نوآوري ناميده ميشود .) مواجه شد و آلتشولر همانند بسياري از دانشمندان و مخترعين سختيها و مرارتهاي بسيار زيادي را متحمل گرديد كه مطالعه آن حاكي از اراده والا و تلاش و پشتكار شگفتانگيز آنان است . به دليل بيتوجهيها و مخالفتها در آن زمان ، TRIZ نتوانست به خوبي در روسيه ايفاي نقش نمايد اما پس از پايان جنگ جهاني دوم و گسترش ارتباطات ، كشورهاي اروپايي ، آمريكا ، ژاپن و ديگر كشورها با دانش TRIZ آشنا شده و با پي بردن به اهميت فوقالعاده زياد آن بلافاصله آن را جذب كرده و ضمن بكارگيري ، در صدد رشد و توسعه آن برآمدند . چنانكه در حال حاضر درباره TRIZ به عنوان يك دانش تخصصي تحقيقات وسيعي به عمل ميآيد و اصول و مفاهيم آن توسط بسياري از دانشمندان ، پژوهشگران ، مديران ، مهندسان و كارشناسان رشتههاي مختلف علمي در جهت حل مسائل و ايجاد نوآوريها به كار گرفته ميشود و همچنان به سرعت در حال گسترش و تكامل است . بزرگترين خلاقيت و نوآوري آلتشولر به عنوان يك دانشمند علوم و مهندسي ، يك دانشمند خلاقيتشناس و نيز به عنوان يك مخترع ، خلاقيت و نوآوري او درباره خود موضوع خلاقيت و نوآوري بود . آلتشولر به عنوان مخترع فنون اختراع و پايهگذار دانش TRIZ ، با تلاش و پشتكار بسيار زياد به مدت پنجاهودو سال در راستاي رشد و توسعه آن كوشيد و يكي از اصليترين و موثرترين بنيانگذاران علم خلاقيتشناسي و از بزرگترين دانشمندان قرن بيستم محسوب ميشود . (آلتشولر در سال 1998 در آمريكا از دنيا رفت) نقش و اهميت نظريه TRIZ شاهكار علمي آلتشولر به قدريست كه از جنبهاي ميتواند در رديف نظريههاي علمي بزرگي مانند نظريه كوانتومي و نظريه نسبيت قرار گيرد و آلتشولر را با دانشمندان بزرگي مانند پلانك ، انيشتين ، شرودينگر ، پياژه و پائولينگ همسنگ نمايد . در گام آتي از اجزاي اصلي دانش TRIZ خواهيم گفت ...
ادامه مطلب TRIZ
TRIZ چيست ؟یکشنبه 1387/07/0715:41
واژه TRIZ برگرفته شده از حروف اول كلمات در عبارت روسي زير ميباشد : (Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch) كه برابر انگليسي آن عبارت Theory of Inventive Problem Solving (با مخفف TIPS) است كه به معناي نظريه حل ابداعانه مساله ميباشد . اين دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته ميشود و متداول شدن اين نام به اين علت است كه بنيانگذار آن ، دانشمند خلاقيتشناس روسي گنريچ سائولويچ آلتشولر (G.S. Altshuller) ميباشد . دانش TRIZ با نامها و عنوانهاي توصيفگر مختلفي همانند نوآوري نظاميافته ، خلاقيت اختراعي ، فناوري خلاقيت و نوآوري ، روششناسي اختراع ، الگوريتم اختراع ، روششناسي حل مسالههاي ابداعي ، روششناسي حل ابتكاري و ابداعانه مساله ، مهندسي خلاقيت و نوآوري ، روششناسي خلاقيت ، خلاقيتشناسي اختراع ، خلاقيتشناسي فناوري و مواردي از اين قبيل ناميده ميشود . دانش TRIZ ميتواند در دامنهاي از يك طيف مفهومي و گسترهاي از تعاريف قرار گيرد كه يك انتهاي آن نوعي جهانبيني خلاق يا رويكردي جامع به علوم و فناوري و انتهاي ديگر آن انواعي از ابزارهاي حل خلاق مساله و فنون خلاقيت و نوآوري را شامل گردد . آلتشولر TRIZ را تحت عنوان علم فناوري خلاقيت و نوآوري ميداند ؛ با نتيجهگيري از ديدگاه آلتشولر مي توان TRIZ را نوعي علم خلاقيتشناسي (Creatology) دانست . يكي از دانشمندان برجسته TRIZ به نام سيمون ساورانسكي اين دانش را چنين تعريف كرده است : TRIZ ، يك دانش انسانگراي مبتني بر روششناسي نظاميافته براي حل ابداعانه مساله است . همچنين برخي صاحبنظران TRIZ را اين چنين تعريف ميكنند : TRIZ عبارت است از نوعي رويكرد الگوريتمي براي حل ابداعانه مسائل فني و فناورانه . با توجه به عنوانهاي توصيفگر مختلفي كه براي ناميدن TRIZ ذكر كرديم ميتوانيم به شناخت بيشتري درباره مفهوم كلي دانش TRIZ دست يابيم . در گام آتي تاريخچه اين دانش را بيان خواهيم نمود ...
ادامه مطلب TRIZ
اجزاي اصلي دانش TRIZ كدامند ؟یکشنبه 1387/07/0715:36
به طور كلي مجموعه نتايج حاصل از خلاقيتشناسي تحليلي اختراعات توسط آلتشولر كه تشكيل دهنده دانش TRIZ است شامل مفاهيم مختلفيست كه مهمترين آنها به صورت فهرستوار بيان مينماييم : 1- قانون افزايش سطح ايدهآل بودن (قانون كمال) : به اين معني كه نظامهاي فني همواره به سمت افزايش درجه ايدهآل بودن يا كمال خود پيش ميروند . ايدهآلي يا سطح ايدهآل بودن عبارت است از نسبت مجموع كليه جنبههاي مثبت و مفيد سيستم به مجموع كليه جنبههاي منفي و مضر سيستم . 2- سيستم چهار مرحلهاي حل مساله : 2-1- شناخت مساله . 2-2- فرمولبندي مساله . 2-3- جستجوي مسائل قبلا حل شده . (استفاده از سيونه پارامتر مهندسي) 2-4- استفاده از الگوهاي راهحلهاي كشف شده . ( بكارگيري چهل اصل اختراع) 3- سطوح پنجگانه حل مساله و نوآوري : 3-1- راهحلهاي مشخص . 3-2- بهبودهاي كوچك . 3-3- بهبودهاي بزرگ . 3-4- مفاهيم جديد . 3-5- كشفهاي بنيادي . 4- تحليل ماده-ميدان (تحليل Vepol) : با استفاده از اين تحليل مسائل به طور كلي به دو دسته تقسيم ميشوند : 4-1- مسائل آشنا (مانوس) ، تحت عنوان مسائل استاندارد . 4-2- مسائل ناآشنا (نامانوس) ، تحت عنوان مسائل غير استاندارد . 5- قوانين هشتگانه تحول و تكامل نظامهاي فني (قوانين پيشرفت فناوري) . 6- هفتادوشش راه حل ابداعانه استاندارد : مسائل استاندارد شناخته شده با تحليل Vepol ميتوانند با استفاده از اين هفتادوشش راهحل ابداعانه استاندارد ، حل شوند . 7- ماتريس تناقضها : در نظريه TRIZ از مساله ابداعي تحت عنوان تناقض تعبير ميشود كه معناي آن دو موقعيت متضاد يا دو كيفيت متعارض است ؛ يعني افزايش سطح كيفيت يكي موجب كاهش سطح كيفيت ديگري ميشود و حل ابداعانه مساله ، كشف راه حل اين تناقض ميباشد . 8- چهل اصل براي اختراع و نوآوري . 9- مجموعه اي از تاثيرات علمي اساسي : شامل تاثيرات فيزيكي ، شيميايي ، هندسي و زيستشناختي . 10- روش ARIZ (الگوريتم حل ابداعانه مساله) : در گام آتي از فوايد و كاربردهاي اين دانش خواهيم گفت ...
ادامه مطلب TRIZ
از فوايد و كاربردهاي TRIZ بيشتر بدانيم !یکشنبه 1387/07/0714:39
با استفاده از دانش TRIZ ميتوان به نتايج و دستاوردهاي متعددي يافت كه در ذيل به شماري از آنها اشاره مينماييم :
1- دستيابي به نوعي نگرش جامع علمي به ابداعات و اختراعات .
2- شكلگيري جنبههاي بسيار مهمي از علم خلاقيتشناسي .
3- دستيابي به نوعي جهانبيني خلاق .
4- كشف انواعي از راهحلها براي مسائل ابداعي يعني مسائلي كه با روشهاي معمولي و متداول ، راهحل آنها به دست نميآيد .
5- دستيابي به بهترين و موثرترين راهحلها براي انواع مسائل علمي ، فني ، انساني و اجتماعي .
6- پيشبيني روند ابداعات و اختراعات در آينده . (خلاقيتشناسي آيندهشناختي)
7- ارائه آموزشهاي نوين مبتني بر TRIZ در مدارس و دانشگاهها . (خلاقيتشناسي پرورشي مبتني بر TRIZ)
8- تسهيل و تسريع روند رشد و توسعه علوم و فناوري .
ادامه مطلب TRIZ
ششسيگما چيست ؟شنبه 1387/07/0617:9
سيگما يكي از حروف الفباي يوناني و در علم آمار از شاخصهاي مهم پراكندگي به نام انحراف معيار و در واقع مقياسي براي سنجش انحراف است ؛ سيگما بيانگر آن است كه يك فرايند چه اندازه از حالت مطلوب خود منحرف شده است ، لذا در واقع استعارهايست براي دقت فوقالعاده در كاهش هزينههاي كيفيت . استعارهاي كه اهميت محاسبات دقيق در فرايند توليد و ارايه خدمات را مورد تاكيد قرار ميدهد . ششسيگما يعني رسيدن به سطحي از كيفيت توليدات و ارايه خدمات كه خطاي فرايندهاي كاري به ميزان 3.4 در يك ميليون موقعيت كاهش يابد ؛ اين در حاليست كه سطح كيفي سهسيگما كه طي دهههاي گذشته مورد قبول بود ، اكنون به دلايل مختلف از جمله افزايش پيچيدگي و حساسيت تكنولوژي و نيز بالا رفتن انتظارات مشتريان ، سطحي قابل قبول به شمار نميآيد . ششسيگما يك استراتژي تحول سازماني است ؛ استراتژي تحولي ششسيگما ، سيستمي است كه موجب توسعه و گسترش متدهاي مديريتي ، آماري و نهايتا حل مشكلات شده و به كمپاني امكان جهش و تحول را ميدهد . احراز كيفيت برتر و افزايش قابليت اعتماد در محصولات توليدشده و مونتاژشده نيازمند چارچوبي است كه به قابليتهاي سازمان در زمينههاي مديريت ، كاربرد اطلاعات و تكنولوژي ، يكپارچگي ببخشد ؛ براي استفاده از اطلاعات ، وجود يك سري ابزارهاي آماري كه بتوان بوسيله آنها عملكرد فرايندها و توليدات را بهينه نمود ، بسيار ضروري است . در دنياي رقابتي امروز ، كيفيت خوب يك ويژگي تجملاتي نيست بلكه از ديدگاه توليدكنندگان و مصرفكنندگان يك نياز بنيادي است . برای خواندن ادامه مقاله بروی ادامه مطلب پایین کلیک کنید.>>>>
ادامه مطلب 6 سیگما
رويكرد ششسيگما به چه سمتي گام برميدارد ؟شنبه 1387/07/0617:6
ششسيگما يك روششناسي جامع بهبود اثربخش سازماني است كه در درون خود از ساختار ، برنامه و ابزارهاي توانمند مديريت كيفيت برخوردار است . رويكرد ششسيگما كاهش مشخص كليه خطاهاي سازمان و رسيدن به سطح ششسيگما در خطاست . در اين رابطه لازم است به نكات ذيل اشاره نمود : 1- ششسيگما در واقع معرف روششناسي سيگماهاست . اين به آن معناست كه ششسيگما يك هدف مشخص است كه بايستي از مراحل و سطوح قبلي سيگماها بگذرد . براي سازماني كه رويكرد فوق را دنبال ميكند ابتدا ورود به حوزه سيگماها و تعيين وضعيت موجود و سپس طي مراحل بهبود تا رسيدن نهايي به سطح 3.4 خطا در ميليون فرصت برنامهريزي ميگردد . بهطورمثال ، موتورولا زمانيكه در سطح 6200 خطا در ميليون فرصت قرار داشت برنامههاي خود را براي رسيدن به سطح ششسيگما تدوين نمود . برای خواندن ادامه مقاله بروی ادامه مطلب پایین کلیک کنید.>>>>
ادامه مطلب 6 سیگما
چه عناصري در برنامههاي ششسيگما حضور خواهند داشت ؟شنبه 1387/07/0617:2
اگرچه بسياري از افراد سازمان بهنوعي با اين موضوع مواجه خواهند گرديد اما پروژههاي ششسيگما از افراد انتخابي استفاده ميكند . بسط افراد درگير در برنامههاي بهبود الزاما نتايج مثبتي را به همراه نخواهد داشت . نتايج استقرار ششسيگما در سازمانها ، شش گروه از افراد را براي درك ، آموزش ، استقرار و نتيجهگيري پيشنهاد ميكند . مستندات جديد علمي موجود در زمينه ششسيگما بر روي اين ساختار به صورت كلي اتفاقنظر دارند ؛ اين شش گروه عبارتند از : 1- مديران ارشد (Executives) : مدير يا مديران ارشدي كه نيروي رويكرد به ششسيگما را در سازمان جاري ميكنند و نسبت به اجراي آن متعهد و پاسخگو هستند . 2- قهرمانان (Champions) : افرادي كه وظيفه تهييج و معرفي فلسفي-فرهنگي ششسيگما را بر عهده دارند و راهبران فكري و روحي ايجاد و بسط اين روششناسي هستند. 3- استادان كمربند مشكي (Master Black Belts) : افرادي كه پروژههاي جامع ششسيگما را مديريت و هدايت ميكنند . 4- كمربند مشكيها (Black Belts) : افرادي كه مديريت اجراي پروژههاي ششسيگما را به عهده داشته و برنامههاي آموزشي معرفي رويكرد و ابزارهاي آن را تدوين و اجرا ميكنند . 5- كمربند سبزها (Green Belts): افرادي كه هدايت اجزاء پروژههاي ششسيگما و استفاده از ابزارهاي اصلي بهبود بر عهده آنهاست . 6- تيم اجرايي (Team Members): افرادي كه برنامههاي مشخص تعريفشده بهبود را به صورت عملياتي اجرا يا نظارت بر اجرا ميكنند . تقسيمبندي فوق يك ايده و الگوي كلي است كه نشان ميدهد شش گروه مشخص از افراد در يك طيف پيوسته جنبههاي مختلف ششسيگما را مورد توجه قرار ميدهند . نقش قهرمانان هدايت استراتژي كسبوكار ، حمايت و راهنمايي است . وظيفه كمربند مشكيها پيادهسازي ، هدايت و نتيجهگيري از پروژه تيمهاي ششسيگما است . نقش كمربند سبزها هم اين است كه با بكارگيري مهارتهاي فني خود در ششسيگما در مورد موضوعات روز درون سازماني با تيم همكاري كنند و اين فرصتي براي بهبود است . جلسات تعاملي ، در طول چندين هفته برگزار مي شود . كمربند سبزها كساني هستند كه جلسه را با موفقيت گذرانده و براي بكارگيري ابزارهاي بهبود و توسعه آموزش ديدهاند . پس از سپري شدن نخستين هفته ، پروژهها انتخاب شده و آموزشديدگان موظف به بكارگيري و اجراي مباحثي ميشوند كه در طول دوره آموختهاند . پس از پايان هر برنامه نيز نتايجي را كه از اين جلسات گرفتهاند را ارائه ميدهند ؛ كسانيكه اين جلسات را با موفقيت پشتسر گذاشته و پروژهها را بهدرستي اجرا كنند ، گواهينامه كمربند مشكي دريافت ميكنند . اين افراد مسئول اجراي ششسيگما در واحد كسبوكار خود شده و تيمهاي مذكور را هدايت و رهبري ميكنند و علاوه بر آن مديران را نيز در جهت اولويت دادن به امور ، برنامهريزي و اجراي پروژهها ، حمايت و هدايت مينمايند . از ديگر وظايف اين گروه بكارگيري ، آموزش و توزيع ابزارها و متدهاي لازم براي كمربند سبزها و اعضاي تيم ميباشد . تنها تعدادي از اين افراد به سومين سطح كه بالاترين لايه نيز ميباشد راه پيدا كرده و اصطلاحا استاد كمربند مشكي ميشوند ؛ البته قبل از دريافت گواهينامه مذكور موظف به هدايت چندين تيم و پروژه ميگردند . استادان كمربند مشكيها در واقع كارشناس اجراي ششسيگما و تئوري آن مي باشند و بايد فرايندها را آموزش دهند ؛ اين افراد متخصصين كيفيت در روششناسي و بكارگيري ابزار بهبود در همه سطوح سازمان ميباشند ؛ ضمنا فرايند يكپارچهسازي ششسيگما با استراتژي كسبوكار سازمان و برنامههاي عملياتي آن را نيز رهبري ميكنند.
ادامه مطلب 6 سیگما
ساختار شكست كار (WBS) چيست ؟شنبه 1387/07/0616:55
آيا تاكنون براي انجام كارهاي شخصي روز آينده خود آنها را دستهبندي كردهايد ؟ اگر اينگونه بوده در حقيقت شما نيز براي مديريت پروژه كارهاي انجام نشده فردا از WBS كمك گرفتهايد . در اين گام ، دو نوع ساختار شكست كار براي هر پروژه تعريف مينماييم :
1 - ساختار فيزيكي اقلام قابل تحويل (PCWBS): ساختار فيزيكي تقسيم كار پروژه (PCWBS), تجزيه سلسله مراتبي و سطح به سطح يك پروژه به اقلام قابل تحويل (Deliverables) است و اقلام قابل تحويل , خروجيهايي هستند كه در انتهاي پروژه تحويل ميگردند كه ميتوانند محصولات , تجهيزات , ماشينآلات ، تسهيلات ، سختافزار , نرمافزار , دستورالعملها و مدارك يا مجموعهاي از آنها باشند. عناصر PCWBS هميشه با اسم تعريف ميشوند نه با فعل . هدف از تهيه اين ساختار عبارتست از : 1- شكستن محدوده كار به اجزاء كوچكتر و قابلمديريت كه اين اجزاء قابل پيشبيني , برنامهريزي . قابل تخصيص به فرد يا افراد مسئول و يا دپارتمان ، جهت تشكيل ميباشند. 2- ايجاد همزباني بين صاحبان ، پيمانكاران , مشاورين و دستاندركاران پروژه . 3- به حداقل رساندن احتمال ناديده گرفته شدن بخشي از پروژه . 4- احراز اطمينان از بررسي تمامي اقلامي كه بدون تكرار شدن در انتهاي پروژه ميبايست تحويل گردند . مهمترين روشهاي تقسيم و تفكيك اقلام پروژه عبارتند از : 1- بر اساس واحدهاي فيزيكي : يعني اقلام هر سطح بر اساس مشخصات فيزيكي آن تقسيمبندي ميشوند. 2- بر اساس تقسيمات جغرافيايي : در صورتيكه پروژه به مكانهايي كه در آنها انجام ميشود بستگي داشته باشد , تقسيم اقلام پروژه بر اساس مكانهاي جغرافيايي انجام خواهد شد . 3- بر اساس سلسله مراتب زماني : در اين روش توالي انجام هر فاز پس از ديگري مدنظر قرار ميگيرد و اقلام قابل تحويل هر فاز پيشنياز انجام فازهاي بعدي ميباشند . 4- بر اساس ساختار سازماني : در اين روش ساختار پروژه و ساختار سازماني بر يكديگر منطبق ميشوند . به عبارتي اقلام پروژه به واحدهاي سازماني مسئول هر يك شكسته ميشود . در اين روش نام واحدها و سازمانهاي سهيم در اجراي پروژه در سطح دوم نمودار PCWBS قرار ميگيرد . قابليتها و مشخصات PCWBS عبارتند از : 1- جمعپذيري . 2- بررسي از بالا به پايين تا محصولي از قلم نيفتد . 3- هدايت طبيعي برنامهريزي از اقلام به فعاليتها . 4- ايجاد زمينه نظارت بر پروژه . 5- تاكيد داشتن بر چيزها (Things) نه فعاليتها (Activities) .
2 - ساختار عملياتي تقسيم كار پروژه ( FWBS or Functional WBS) ساختار عملياتي شكست كار ، تجزيه سلسله مراتبي و سطح به سطح عمليات يك پروژه است ؛ منظور از عمليات , تلاش و انرژيي است كه جهت بدست آوردن اقلام قابل تحويل پروژه موردنياز خواهد بود ؛ اين تلاش و انرژي در قالب تخصصها و ردههاي تخصصي مختلف نمايان و مستند ميشود . پروژه بايستی به چند مرحله كاملا متمايز دستهبندی گردد و چون كليه فعاليتهای خروجی در هر مرحله , ورودی برای مرحله بعدی میباشد بايستی كليه تغييرات در هر مرحله تحت كنترل درآيند . معيارهاي تقسيم FWBS عبارتند از : 1- ساختار سازماني : در صورتيكه بر اساس Function سازماندهي شده باشد . 2- ماهيت كارها : در اين معيار عمليات موردنياز جهت تكميل و تحويل هر يك از اقلام PCWBS بررسي و سپس اين عمليات گروهبندي ميشوند . 3- چرخه عمر پروژه (Project life cycle) : مهندسي , تداركات , ساخت , نصب و راهاندازي . در تهيه FWBS توجه به نكاتي چند ضروريست : 1- عناصر FWBS به صورت فعل هستند و نه اسم . 2- لازم نيست كه سطح شكست در تمامي عمليات به يك اندازه باشد ؛ يك عمليات ممكن است كه تا سطوح بسيار تفضيلي شكسته شود در حاليكه عمليات ديگر در سطح كلي تعريف گردد . 3- FWBS را بر اساس سطحي كه مديريت و كنترل خواهد شد (كنترل عبارتست از تجزيهوتحليل موجود , مقايسه برنامه با عملكرد و تصميمگيري در موارد بعدي) و يا بر اساس سطحي كه نظارت خواهد گرديد تهيه ميشود . (نظارت عبارتست از جمعآوري دادهها و ارايه گزارشات .) آخرین مطالب سایت
پلاستیک ها و لاستیک ها تولید چابک کانون پژوهشگران فنی مهندسی موفقیت در یک مصاحبه شغلی اورانیوم و انرژی هسته ای - ۱ اورانیوم و انرژی هسته ای - ۲ اورانیوم و انرژی هسته ای - ۳ منطق فازی در عمل تئوری منطق فازی منطق فازی 6سیگما 3چیز!!! مراحل اصلي در پيادهسازي مديريت ريسك كدامند ؟ يك مدير پروژه بايد داراي چه توانمنديهايي باشد ؟ منشور پروژه ، تعاريف و كاربردها |
منو اصلی |