تبليغاتX
مهندسی صنایع و مدیریت پروژه

! به سایت ما خوش آمدید

امیدواریم از لحظاتی که با ما هستید لذت ببرید. لطفا با نقطه نظرات خود در بهبود کیفیت سایت ما را یاری نمایید.
صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0
أنه ىû?
پی سی تمپ

پارادوكس نظم و آشفتگي اصلي ترين چالش مديريت هنري و TQM

  نویسنده: سید محمد محسنی
 پارادوكس نظم و آشفتگي اصلي ترين چالش مديريت هنري
 

دکتر غلامرضا خاکی 
از آشفتگي، زندگي زائيده مي شود، در حالي كه از نظم عادت بوجود مي آيد.    آدامز مورخ آمريكايي
مقدمه: در پارادايم هاي غالب بر علوم در جهان كنوني، نظريه هايي (اصل) مطرح شده اند كه تصوير ما را از هستي دگرگون ساخته اند، اين نظريه ها صورت بندي جديد و متفاوتي را از انسان و جهان ارائه مي كنند: در اين ميان آنها نظريه هاي زير اهميت اساسي و تعيين كننده اي دارند: 1)نظريه نسبيت : اين نظريه توهم نيوتوني در مورد زمان و فضاي مطلق را ابطال كرد و از آفرينش، تفسير جديدي را ارائه كرد.
2)  نظريه كوانتوم: در اين نظريه رؤياي سنجش هاي دقيق، قابل كنترل و يقيني را برهم زد.
3)   نظريه آشوب (بي نظمي): در نظريه آشوب كه در هواشناسي مطرح شد، پيش بيني هاي يقيني لاپلاسي زير سؤال رفت.
4)  عدم قطعيت : اين اصل كه توسط هايزنبرگ مطرح شده در واقع بيان كرد كه اندازه گيري همزمان دو متغير مكان و اندازه حركت يك ذره متحرك الزاماً با محدوديت در دقت همراه خواهد بود ، هر چه اندازه گيري دقيق تر باشد از دقت در اندازه گيري حركت كاسته خواهد شد و بالعكس.
 
تحولات پارادايمي و تأثير آن بر علم مديريت
در اين ميان، مديريت به عنوان علمي كه از برآيند انديشه هاي گوناگون اقتصادي، سياسي، فني و اجتماعي، روان شناسي.... شكل گرفته و از تحولات پارادايم هاي حاكم بر علوم متأثر است.
مديريت به عنوان علم هدايت سازمانها به سوي هدف با مسأله انسان و ارزشهاي حاكم بر رفتار او روبروست. تنوع تظاهرات رفتار بشري به عنوان موجودي كه در نسبيت «زمان و مكان» گرفتار است، همواره نظريه پردازيهاي قاطعانه را پيرامون مديريت دستخوش آسيب پذيري مي سازد و با اتكا بر همين نكته است كه بايد اذعان داشت در قلمرو علم مديريت نمي توان براي توصيف و تبيين پديده هاي سازماني در جستجوي توضيح و تفسيري مطلق به عنوان نسخه اي قابل تجويز براي هميشه و همه جا بود. به عبارتي ديگر نظريه هاي امروزين در مديريت ، متأثر از نظريه نسبيت در معرفت عام بشري هستند.و حتي عده اي چون چارلز هندي استاد دانشگاه لندن اساطير يوناني را نيز مبناي نظريه پردازيهاي خود قرار داده اند، لذا نظريه ها در علم مديريت از طرفي به علت غير قابل پيش بيني بودن رفتار انسان و از سويي ديگر به علت ماهيت غير دقيق تحولات شديد محيطي بايد از قدرت تبيين بالايي برخوردار باشند، اما اين انعطاف پذيري نبايد تا حدي باشد كه نتوان فرضيه هايي از نظريه ها استخراج كرد زيرا در آن صورت نمي توان چنين بيانيه هايي را نظريه دانست بلكه گزاره هاي پريشان و بي انسجام خواهند بود كه در كنار هم آمده اند و در نهايت كاركردهاي عملي نيز بدنبال نخواهند داشت.
با توجه به آنچه گذشت بايد مديريت را به شكل زير تعريف كرد:
علم چگونگي ايجاد هنرمندانه تحول در ساحت هاي گوناگون زندگي فردي سازماني و اجتماعي انسان در راستاي ارتقاي بهره وري
 
با توجه به چنين تعريفي مي توان گفت كه بهره وري Productivity)) روح حاكم بر تمامي فعاليت هاي مديريتي در تمام زمينه هاي گوناگون است، تعريف عام بهره وري عبارت است از:
دستيابي كارآمد (Efficient) و اثر بخش (Effective) به اهداف با كمترين هزينه ها، در كوتاهترين زمانها با بيشترين كميت ها و عالي ترين كيفيت ها
 
ماهيت پديده هاي هنري
يك پديده هنري، تجلي جريان احساسي عقلاني شده در قالب و صورت منظمي است، كه در يك اثر هنري عينيت مي يابد . هر پديده هنري كه در عالم امكان و ماده ظهور مي كند از يك بيت شعر تا تصويري خيال انگيز كه بر پرده سينما مي افتد تا كوزه اي كه در دستان يك سفالگر شكل مي گيرد ....همه و همه بازتاب نگاه ساختار شكنانه و نوگرايانه يك هنرمند به جهان درون و بيرون خويش است .در فرآيند خلق يك اثر ماندگار و اصيل، اين موج هاي تيز درياي احساس است كه از لايه هاي ناشناخته وجود آدمي سرچشمه مي گيرند و در سطح خود آگاه وجود او ساختار و نظمي عقلاني مي يابند و قالب مي پذيرند و قابل عرضه مي شوند. بطور كلي مي توان گفت:
پيچيدگي، عدم قطعيت، نايقيني، بي نظمي تلاطم هاي حسي از ويژگيهاي فرآيند ايجاد آثار هنري است.
 
فضاي تحرك يك هنرمند
هنرمند موجودي است كه در پارادوكس « نظم و آشفتگي» زيست مي كند، از سويي بايد، نظم هميشه اينگونه بودن و ديدن را در هم بريزد و بتواند جور ديگر ببيند و تازگي را در عالم تجربه كند و از سوي دگر احساسهاي مبهم آميخته به مفاهيم ، انگاره ها و اشكال ... را در هندسه وجودي خود ساماندهي ذهني كند تا تجربه حسي او در قالب يك اثر هنري ماندگار به مخاطبان شناخته و ناشناخته خود عرضه كند.او اگر موفق به چنين عقلاني سازي نشود ، احساسهاي دروني او هرگز جلوه بيروني نمي يابد،... و مخاطبي نمي يابد، اين معنا را مي توان در قالب مثالي به شرح زير بيان كرد:
  ايده ها همچون باران از آسمان وجود هنرمند سيل آسا باريدن مي گيرند و       سيلاب هاي خلاق در او جاري مي شوند و او اگر نتواند اين سيلاب خروشنده فرآيندهاي عقلايي بند كند به جرياني مخرب دروني تبديل مي شوند كه براي بشريت ارزش راستيني را در قالب يك اثر هنري ايجاد نمي كند، اما اگر اين سيلاب، نظمي عقلاني بيابد و سيل بندهاي اصولي و خرد ورزانه آن را كنترل و هدايت (مديريت) كنند، آثاري خلق خواهد شد كه « خرد  و روشني» را براي جامعه بشري به ارمغان خواهد آورد.
 
فرآيند خلق يك اثر هنري
گفته شد كه يك اثر هنري، برآمده از يك تعادل بهينه ذهني ميان دو حالت رواني نظم و آشفتگي است. اين فرآيند در دو مرحله كلي صورت مي گيرد:
 
برای خواندن ادامه مقاله بروی ادامه مطلب پائین کلیک کنید.>>>>>>

مديريت كيفيت جامع (TQM)

  نویسنده: سید محمد محسنی
                                                      

اصول و نگرشهاي مديريت كيفيت جامع زيربناي تكامل تدريجي سازمان يادگيرنده است.
سازمان يادگيرنده سازماني است كه فرصت يادگيري براي تمامي اعضاي خود را فراهم مي سازد.
سازمانهاي يادگيرنده پيوسته در حال افزايش توانايي خود براي ساختن آينده هستند.
امروزه بازاريابي مديريت كيفيت جامع به صنعت خاص خود تبديل شده و درك آن به عنوان يك نتيجه اجراي همه جانبه گسترش يافته است.
موفقيت مديريت كيفيت جامع ارتباط با توانايي يادگيري، جذب، تطابق و اجراي تغيير نگرشهاي سازمان و تلفيق آنها در سازمان دارد.
پيتــرسنگه: يادگيري تيمي در جايي اتفاق مي افتـــد كه افراد براي دستيابي به چشم انداز مشترك با يكديگر همكاري كنند.
نگرشهاي مديريت كيفيت جامع به طـور ريشه اي در سازمان يادگيرنده دگرگوني ايجاد مي كند.
مديريت كيفيت جامع و سازمان يادگيرنده به يكديگر وابستگي متقابل دارند.

مقدمه

اين مقاله در تلاش است تا به بررسي رابطه متقابل مديريت كيفيت جامع (TQM) با سازمان يادگيرنده(LEARNING ORGANIZATION = LO) و استراتژي هاي تغيير در آنها بپردازد. در ادبيات موضوع اين تحقيق، بررسي وسيعي در زمينه چارچوب نظريه سنگه (SENGE) و جايزه ملي كيفيت مالكوم بالدريج صورت گرفته است تا اين فرضيه كه: اصول و نگرشهاي TQM ، زيربناي تكامل تدريجي سازمان يادگيرنده است، را مورد مطالعه قرار دهد. محققان در اين مطالعه، پنج شركت استراليائي را به منظور بررسي فرضيه مورد اشاره، به صورت مورد كاوي به تجزيه و تحليل آن پرداخته اند. در بخش نخست اين مقاله، ابتدا نگرشهاي TQM وLO مورد بررسي قرار مي گيرند و جهت بررسي وابستگي متقابل بين آنها توافقي به دست خواهد آمد. در بخش دوم، يافته هاي تحقيق شرح داده مي شوند و در نهايت، نتايج و پيشنهاداتي كاربردي مطرح مي گردند.

ادبيات تحقيق

براساس يافته هاي كارپين (KARPIN) در 1995، »فلسفه سازمان يادگيرنده، فلسفه استاندارد بسياري از شركتهاي استراليائي در آينده خواهد بود و مسير اصلي اين شركتها، مواجه با تغيير و بحران است.« در بررسي وي، سازمان يادگيرنده »سازماني است كه فرصت يادگيري براي تمامي اعضاي خود را فــراهم مي سازد و دائماً در حال تغيير است »سنگه به عنوان ارائه دهنده نظريه سازمان يادگيرنده معتقد است كه اين گونه سازمان« دائماً درحال افزايش توانايي خود جهت ساختن آينده« هستند. طبق بررسي »دومين« (DUMAINE)‌، فلسفه سنگه براين اصل مبتني است كه: »مديران بايد طرز تلقي و نگرش قبلي خود را كنار گذارند (مدل ذهني)، ياد بگيرند كه با ديگران چگونه راحت باشند (تسلط فردي) و سپس با ديگران جهت حصول به چشم اندازي مشترك كار كنند (يادگيري تيمي). گروهي از انديشمندان، از جمله خود سنگه معتقدند كه: »سازمان يادگيرنده در حقيقت، سفري است از طريق يادگيري و رفتار سازماني«. گروهي ديگر نيز به اين امر مشكوك هستند. عده اي نيز براين باورند كه سازمان يادگيرنده هـــــدفــي دست نيافتني است، چرا كه سازمان صرفاً شامل يك موجود نيست، بلكه از افرادي تشكيل شده است كه نتايج سازماني را كسب مي كنند و اين نتايج حاصل رفتار آنها، دانش و تلاش دسته جمعي است.

در دهه 1980، از طريق شناسايي و تطابق با TQM ، نتايج سازماني به ميزان زيادي تبيين شدند. ديده شده است كه TQM داراي رابطه اي مثبت و رقابت گونه با افزايش بهره وري و كاهش هزينه ها داشته است. در دهه 1990، TQM به يكي از استراتژي هاي رقابتي بسيار جذاب براي شركتهايي بـــدل شد كه در جست وجوي تفاوت چشمگيري با ديگران بودند. دانشگاهيان و صنعتگران به اين جاذبه كــه TQM سازمان را تشويق به تمركز بر نياز مشتري به وسيله فرآيند بهبود و توجه به بهبود هزينه ها، كيفيت و رضايت مشتري مي نمود، اذعان كردند. پايه TQM مبتني بود بر پيگيري فعالانه بهبود مستمر، درك نگرش مشتريان درون سازمان، آموزش و توسعه در تمامي ابعاد سازمانــي. اما عده اي نيز معتقد بودند كه فلسفه TQM محدوديتهاي خاص خود را داراست. يافته هاي سيتكين (SITKIN) نشـان مي دهد كه TQM براي مباحثي چون فروش مازاد اندازه، خطرناك بوده و كارايي و اجراي آن زيانبار است و اين بخشي از ناتوانيTQM است. محققان معتقدند كه امروزه بازاريابي TQM تبديل به صنعت خاص خود شده است و درك TQM به عنوان يك نتيجه اجراي همه جانبه آن گسترش يافته است. لوتانز(LUTHAUS) براين باور است كه TQMقادر به درك تغييرات آتي نيست و پيشنهاد مي كند كه زمان كافي صرف TQM شود. گروهي نيز معتقدند كه سازمان يادگيرنده به دليل وابستگي متقابلي كه دارد گام منطقي بعدي در ارزشگذاري تغييرات است. در ادبيات اين تحقيق مشخص شد كه بعضي از محققان قوياً به وابستگي متقابل TQM وLO اعتقاد دارند. براي مثال، فورد (FORD) بيان مي كند كه TQMمحيط لازم براي ايجاد سازمان يادگيرنده را فراهم مي سازد. موفقيت TQM ارتباط با توانايي يادگيري، جذب، تطابق و اجراي تغيير نگرشهاي سازمان و تلفيق آنها در سازمان دارد. بارو (BARROW) اذعان مي كند كه اين ارتباط به دوطريق ظاهر مي گردد. اول: يك رابطه علت و معلولي است، به طور مثال سازمان يادگيرنده نتيجه اجراي TQM در سازمــان است. دوم: همبستگي قوي اي بين اين دو سيستم وجود دارد، بهبود فرآيند و يادگيري سازماني، كه به روشي يكپارچه و همزمان در حال اجرا هستند. گاروين (GARVIN) شـرح مي دهد كه اگر TQM به صورت يك فلسفه اجرا شود، به خوبي مجموعه اي از تكنيك ها، مي تواند چرخه اي براي يادگيري سازمان باشد.

عده اي نيز بيان مي كنند كه بهبود سازماني و TQM ، از ابتدا موجب ايجاد سازمان يادگيرنده مي گردند. سنگه نيز معتقد است كه فلسفه TQM مبتني بر نگرش يادگيري پديد آمده است. در حقيقت، تئوري موج يادگيري وي، احساس بسياري از نويسندگان، صنعتگران و دانشگاهيان كه TQM را اولين گام سازمان يادگيرنده مي دانند، در خود خلاصه مي كند. موج اول متمركز است بر صف اول كارگران و مديران فعال در زمينه بهبود مستمر. استفاده موثر از آموزشهاي كيفي و چرخه PDCA دمينگ و الگوبرداري رقابتي. موج دوم متوجه راههايي است كه مديران جهت پرورش تفكر و تعامل متقابل به منظور يادگيري مستمر در موضوعهاي پويا و پيچيده درنظر مي گيرند. موج سوم، تركيبي از دو موج اول است كه يادگيـــــري را امري گريزناپذير در زندگي مي داند.

برای خواندن ادامه مقاله بروی ادامه مطلب پائین کلیک کنید.>>>>>

استاندارد ISO/TS 16949 & استاندارد ISO /IEC 17025

  نویسنده: سید محمد محسنی

استاندارد ISO /IEC 17025

معرفي:

    روند تخصصي شدن فعاليتهاي سازمانها موسسات و سازمانهاي تدوين كننده استاندارد را بر آن مي دارد تا نيازمنديهاي خاصي را جهت حصول اطمينان از كيفيت خدمات اين نوع سازمانها تدوين نمايند.

    علاوه بر استاندارد ISO 9001 كه الزامات عمومي سيستم مديريت كيفيت را براي كليه سازمنها بيان مي نمايد در صنايع مختلف استانداردهايي منتشر مي شود كه الزامات خاصي را براي آن تعريف مي نمايد كه اين الزامات به صورت مكمل / جايگزين الزامات عمومي ISO 9001‌ سيستم مديريت كيفيت سازمان را شكل مي دهد.

    ISO/IEC 17025 يكي از اين استانداردهاي تخصصي است كه براي تشريح سيستم مديريت كيفيت آزمايشگاهها تدوين شده است. اين استاندارد بين المللي نتيجه اجراي مجموعه الزامات ISO/IEC Guide 25 و EN 45001 است كه هم اكنون با توجه به تجربيات ناشي از اجراي دو استاندارد فوق جايگزين اين دو مي شود.

    اين استاندارد كه با همكاري كميته بين المللي الكترونيك (IEC ) و سازمان بين المللي استاندارد (ISO) تهيه شده است الزامات خود را در دو بخش سيستم مديريت كيفيت (فصل چهارم استاندارد) و نيازمنديهاي فني (فصل پنجم استاندارد) مطرح نموده است.

    در فصل چهارم استاندارد الزاماتي در خصوص سازمان، سيستم كيفيت، كنترل مستندات ، بازنگري قراردادها و..... مطرح شده كه الزامات مذكور با الزامات ISO 9001 مشابهت دارد. در فصل پنجم استاندارد الزامات فني در خصوص صلاحيت پرسنل، شرايط محيطي، روشهاي آزمون، تجهيزات و..... ذكر شده است.

اين بخش از استاندارد نيازمنديهاي فني متعددي كه در ISO 9001 موجود نيستند را پوشش مي دهد.

انطباق سازمان با ISO/IEC 17025 صرفاً توسط مراجع اعتبار دهنده (AB  ) گواهي مي شود.

مزاياي بكارگيري استاندارد:

1- ايجاد اطمينان در مشتريان در خصوص خدمات آزمايشگاه

2- كسب سهم بازار مشتريان داراي گواهينامه ISO/TS 16949 يا QS 9000 (طبق الزامات اين استاندارد در سازمانها دارنده گواهي مذكور موظف به استفاده از خدمات ازمايشگاههاي داراي گواهي ISO/IEC17025 مي باشند )

3- ايجاد قابليت اخذ تاييد صلاحيت فني از اداره استاندارد ملي

4- سازگاري با سيستمهاي مديريت كيفيت ISO 9001 ( به خصوص براي آزمايشگاههايي كه بخشي از يك سازمان بزرگ داراي گواهينامه ISO 9001 مي باشند )

5- استفاده از مزاياي عمومي استقرار سيستممهاي مديريت كيفيت در سازمانها.

دامنه كاربرد:

    اين استاندارد براي كليه آزمايشگاههاي ارايه دهنده خدمات اندازه گيري، تست، آزمون و كاليبراسيون (   آزمايشگاههاي صنعتي ) بدون توجه به تعداد پرسنل يا گستردگي محدوده فعاليتهاي آن قابل كاربرد مي باشد. 

 

استاندارد ISO/TS 16949

معرفي:

    با وجود آنكه استانداردهاي سري ISO 9000 به دليل ماهيت مستقل خود، براي بسياري از نهادها به عنوان پايه و اساس ساخت سيستم مديريت كيفيت قرار گرفته، اما برخي از حوزه هاي اقتصادي به خصوص، مانند صنايع خودرو، كه علاقه بيشتري به برآورده شدن خواسته هاي كيفي خود دارند اقدام به تدوين الزامات ويژه خود نموده اند و اجراي اين خواسته ها را براي تامين كنندگان خود الزام نموده اند.

    از آنجا كه تعداد اين الزامات سبب بروز مشكلاتي در خصوص ارزيابي مكرر خواسته هاي متفاوت براي
قطعه سازان طرف قرارداد , خودرو سازان مختلف شده است . بررسي ها براي حل اين مشكل منجر به تشكيل گروه كاري بين المللي صنعت خودرو (IATF‌) گرديد كه اين گروه كاري با همكاري كميته فني 176 سازمان بين المللي استاندارد (ISO ) اقدام به يكپارچه سازي الزامات خودروسازان جهان گرديد. ماحصل اين تلاش انتشار مشخصه فني ISO/TS 16949 در تاريخ 1/3/1999‌ گرديد. در تدوين اين مشخصه فني مراجع ذيل به كار گرفته شده است:

1- سري استانداردهاي بين المللي مديريت كيفيت ISO 9000

2- نظامنامه هاي مرجع IATF در مورد ISO/TS 16949

3- نظامنامه هاي مرجع خودروسازان آمريكايي (سري QS 9000)

4- نظامنامه هاي مرجع خودروسازان ايتاليايي (سري AVSQ )

5- نظامنامه هاي مرجع خودروسازان فرانسوي (سري EAQF)

6- نظامنامه هاي مرجع خودروسازان آلماني (سري VDA)  

    چون طبق قواعد ISO‌ انتشار يك استاندارد بين المللي نياز به طي تشريفات خاصي دارد، در موارد كه به دليل نياز به بازار به وجود يك مدرك لازم است مدرك سريعتر در اختيار قرار گيرد سازمان ISO‌ اقدام به انتشار يك مشخصه فني (Technical Specification) مي نمايد و آن را با علامت ISO/TS‌ منتشر مي نمايد. يك ISO/TS پس از انتشار ظرف سه سال مورد بررسي و بازنگري مجدد قرار مي گيرد كه ماحصل اين كار بازنگري سال 2002 اين مشخصه فني و انتشار ISO/TS 16949:2002‌ مي باشد. همچنين ظرف شش سال اين نسخه فني مورد بررسي مجدد قرار گرفته و به صورت يك استاندارد بين المللي منتشر شده يا از درجه اعتبار ساقط مي شود.

    با توجه به استقبال صنعت خودرو از اين مشخصه فني و پذيرش آن توسط خودروسازان عضو IATF امروزه سيستم كيفيت بر مبناي ISO/TS 16949‌ رايجترين الگوي سيستم مديريت كيفيت در جهان مي باشد بازنگري دوم اين مشخصه فني بر اساس الزامات ISO 9001:2000 و بر اساس رويكرد فرآيندي تدوين شده و حتي خودروسازان آمريكايي اعلام نموده اند كه اين مشخصه فني به عنوان الزامات آنها نيز قابل قبول است. به كارگيري مشخصه فني ISO/TS 16949 در حال حاضر توسط شركت سازه گستر سايپا نيز الزام شده و اين گروه خودرو سازي الزامات خود را تحت عنوان AR8201‌ بر اساس اين مشخصة فني و با افزودن الزمات خاص خود منتشر كرده است.

    مشخصه فني ISO/TS 16949:2002‌ براي اولين بار توسط شركت مهندسين مشاور خانه كيفيت ترجمه و منتشر شده است كه براي اطلاع بيشتر مي توانيد اين كتاب را ملاحظه فرماييد.

 

مزاياي بكارگيري استاندارد:

1- انطباق كامل با استاندارد ISO 9001:2000 و قابليت تلفيق به خصوص براي واحدهاي توليدي كه هم براي صنعت خودرو و هم خارج از آن فعاليت مي نمايند.

2- قابليت انطباق و سازگاري با استاندارد مديريت ، زيست محيطي ، ISO 14000‌

3- استقرار يك سيستم مديريت كيفيت فرآيند گرا كه متضمن ايجاد بهبود مداوم در سازمان و حركت به سمت مدلهاي TQM و تعالي سازمان است.

4- پذيرش اين سيستم توسط گروه خودرو سازي سايپا  

5- قابليت انطباق سيستم با الزامات خودرو سازان ايراني ديگر (ايران خودرو، كرمان خودرو و....)

6- استفاده از مزاياي عمومي سيستمهاي مديريت كيفيت

دامنه كاربرد:

    با توجه به موارد مندرج در مشخصة فني ISO/TS 16949:2002 اين الزامات با هدف جلوگيري از مميزيهاي مكرر/ مختلف مراجع صدور گواهينامه و ايجاد يك رويكرد واحد در مورد سيستمهاي مديريت كيفيت سازمانهاي توليد كننده و تامين كننده قطعات خودرو تدوين شده است. اين مشخصه قبلي براي محلهايي از سازمان كه در آنجه قطعات مشخص شده توسط مشتري براي توليد و يا خدمات پس از فروش ساخته مي شوند كاربرد دارد. بخشهاي پشتيبان (مانند مراكز طراحي ، دفتر مركزي و مراكز توزيع) به عنوان بخشي از سازمان مميزي مي شوند ولي نمي توانند به تنهايي گواهينامه دريافت نمايند اين مشخصه فني مي تواند براي زنجيره تامين خودرو سازي نيز استفاده شود. (پيمانكاران فرعي ، قطعه سازان طرف قرارداد با خودرو ساز)    

 

استاندارد ISO 14000

  نویسنده: سید محمد محسنی

معرفي:

    استاندارد خانواده ISO 14000 شامل استاندارد هاي بين المللي در رابطه با سيستم هاي زيست محيطي مي باشد. اين استاندارد در سال 1996 ميلادي توسط كميته فني 207 سازمان ايزو به وجود آمد.

    يك سيستم مديريت زيست محيطي مي تواند به عنوان بخشي از سيستم جامع مديريت به حساب آيد.

    اين سيستم شامل ساختار سازماني، فعاليتهاي طرح ريزي، تعريف مسئوليتها، تعيين روش ها و فرآيندها و همچنين در اختيار گيري منابع لازم براي تهيه، اجرا، بازنگري و حفظ خط مشي زيست محيطي سازمان است.

    سيستم مديريت محيط زيست بر مبناي استاندارد ISO 14001 به عنوان يك الگوي اجرايي توسط مرجع صدور گواهينامه (Certificationn Body ) مورد ارزيابي قرار مي گيرد.

مزاياي بكارگيري استاندارد:

- ايجاد سيستمهاي مديريت زيست محيطي كه منجر به حفاظت بيشتر از محيط زيست مي شود.

- به حداقل رسانيدن موانع غير تعرفه اي تجاري و تسهيل تجارت بين الملل با توجه به بها دادن بيشتر به محيط در سازمان ها

- جلب مشتريان بيشتر و افزايش سهم بازار در سطح بين المللي

- افزايش رعايت مقررات و قوانين مربوط به محيط زيست

- استفاده بهينه از منابع طبيعي

- تسهيل تجارت بين الملل

- ايجاد ارزش افزوده بيشتر براي سازمان

دامنه كاربرد:

    اين استاندارد براي كليه صنايع كاربرد دارد.
 

آمار سایت

بازدید امروزکاربران آنلاين:
بازديدها :