تبليغاتX
مهندسی صنایع و مدیریت پروژه

! به سایت ما خوش آمدید

امیدواریم از لحظاتی که با ما هستید لذت ببرید. لطفا با نقطه نظرات خود در بهبود کیفیت سایت ما را یاری نمایید.
صفحه نخست تماس با ما RSS 2.0
أنه ىû?
پی سی تمپ

تاریخ علم اقتصاد

  نویسنده: سید محمد محسنی

 

   نويسنده: فرانک. ه. - نایت

مترجم: مهبد - ایرانی طلب

اقتصاد در مقام علم

همان گونه که قبلاً اشاره شد، علم اقتصاد به توصیف رفتار اقتصادی و سازمان اجتماعی «اقتصادی» می پردازد. این تعریف تا آنجا درست است که رفتار انسان منطبق با قوانین مشخص شناخته شده بوده و دیگر انگیزه های رفتار انسان را نیز در برگیرد. از آنجا که پایه فکری آن «اقتصاد» است که به مقاصد مربوط می شود، و چون این مقاصد از راه حواس قابل درک نبوده، به معنای دقیق، علم تجربی یا استقرایی نیست. مردم اقتصادی رفتار می کنند، به این معنی که از منابعی که در اختیار دارند به نحو کم و بیش کارآمدی برای رسیدن به هدفهایشان استفاده می کنند. اما، به یقین، در رسیدن به هدفهایشان، کاملاً موفق نمی شوند، همچنین این امکان وجود دارد که هدفها مطلوب نباشند. نادانی و جهل در رفتار اقتصادی همانند نقش «اصطکاک» در علم مکانیک است. روش شناسی علم اقتصاد و علم مکانیک شباهتهای کاملاً نزدیکی با یکدیگر دارند، اگرچه اساس و پایه این دو علم متفاوت است. انگیزه همانند نیرو، انتزاعی است و دیدنی نیست اما از نتایج قابل استنتاج است. (اصطکاک گاهی مفید است، اما «کارایی» در رفتار اقتصادی، اگر هدف مطلوب نباشد، زیان آور است). به منظور کاهش اصطکاک اقتصادی (جهل) انسانها نقش «متخصص» را افزایش می دهند و عاملیت در جامعه آزاد رایج می شود. آزادی، در اقتصاد و علم سیاست، ارتباط زیادی با انتخاب عاملان دارد. منبع اصلی دانش اقتصادی، که در اذهان مردم وجود دارد، ارتباط است. ارتباط عمدتاً از طریق زبان تحقق می یابد. استفاده عقلانی از زبان، ویژگی خاص و رازگونه انسان است.

اندیشه نوین، منطقی و انقلابی ارزش ذهنی همان چیزی است که آن را «مارژینالیسم»(25) نامیدند. مارژینالیسم ابتدا در مصرف (بعداً می بینیم که در تولید هم صادق است) «کشف» شد. عده کمی از اقتصاددانان پی بردند که رد نظریه کلاسیک ارزش استفاده، که تعیین کننده قیمت بود، اشتباه بوده است. چون ارزش اقتصادی کالا منعکس کننده ارزش استفاده هر واحد (اضافی) از کالاست (کالای به دست آمده یا از دست رفته)، نه خود کالا به شکل مجرد. همچنین ارزش استفاده وابسته است به مقدار کالایی که استفاده یا منتقل می شود. وقتی مقدار استفاده از آن افزایش یابد، در واقع ارزش استفاده کاهش می یابد، به این معنی که نیازها قابل اشباع است (نیاز به هر کالایی، به شرط «ثابت بودن متغیرهای دیگر»).

 این موضوع به نظر بی اهمیت می آید، اما انتشار آن جروبحثهای فراوانی را برانگیخت که هنوز نیز ادامه دارد. سادگی موضوع را واقعیتهایی از این دست (که در نهایت آشکار شد) که هر کالایی در ترکیب با دیگر کالاها خواسته (استفاده) می شود و بنابراین هر کاهش یا افزایشی در مقدار خواسته شده تغییر در نسبتهاست و اینکه کالاها یا مکمل یکدیگرند و یا جانشین هم، از میان برداشت. مفاهیم فوق اصل تعیین ارزش «نهایی» را که تحت همه شرایط معتبر است، تضعیف نمی کند. تشکیل نسبت کالاها به منظور مساوی نمودن مطلوبیت نهایی آنها، کل مطلوبیت را «حداکثر می کند»: اگر تغییر مقدار مصرف در یکی از کالاها رضایت بیشتری در استفاده از آن نسبت به کالای دیگر ایجاد کند، مطلوبیت کل از راه انتقال مقادیری از آن کالا به جایی که رضایت بیشتری ایجاد کند، افزایش می یابد، تا جایی که مطلوبیتها مساوی می شود. این اصل چند دهه پیش از آنکه از خلال آثار ویلیام استنلی جونز، کارل منگر و لئون والراس و بویژه سنیور و دیگران، به شکل گسترده شناخته و معرفی شود، از سوی برخی اقتصاددانان بیان شده بود.

 در این دوره بحث مطلوبیت نهایی در حوزه تولید و خدمات تولیدی ـ آنچه امروزه به آن توزیع می گویند ـ نیز کاربرد پیدا کرد. قانون بازده نزولی (سود اضافی، که اغلب به اشتباه سود تناسبی خوانده شده حتی از سوی آلفرد مارشال در کتابش اصول علم اقتصاد، 1890، ص 153) که از کاربرد اضافی یک عامل در ترکیب دیگر عوامل به دست می آید، جانشین قانون مطلوبیت نهایی نزولی گردید. تولید مادی کاهش می یابد و ارزش تولید بیش از آن. (در این مورد سنیور و تانن آلمانی، مطلاب زیادی نوشته اند. م. لانگ فیلد نیز در این باره مطالبی دارد که بعدها شناخته شد). در اواخر قرن اصل فزایندگی در خصوص توزیع نیز از سوی ویک ستید در انگلستان و کلارک در ایالات متحده، به کار رفت. و یک ستید این اصل را در مورد سه «عامل» سنتی تولید و کلارک آن را در مورد کار و سرمایه به کار برد. بر سر این موضوع که آیا پرداخت از طریق روش افزایش نهایی دقیقاً هزینه تولید کالا را جبران می کند، مباحثه ای در گرفت. این موضوع فقط تحت شرایط دقیق ریاضی درست است، اما از نظر تجربی تقریباً درست است، زیرا تولید کنندگان باید براساس اصل بالا عمل کنند و کالا را توزیع نمایند.

 
 

 برای خواندن ادامه مقاله بروی ادامه مطلب پائین کلیک کنید.>>>>>

نقدینگی

  نویسنده: سید محمد محسنی
به مجموع پول و شبه پول نقدینگی گفته می شود.
میزان نقدینگی در مقابل مقدار معینی از کالاها و خدمات می باشد و نقدینگی باید با گردشی که دست افراد جامعه دارد تکافوی جریان کالاها و خدمات را بنماید.
بدین ترتیب قیمت کالاها با میزان نقدینگی و سرعت گردش آن بستگی پیدا می کند. رشد بی رویه نقدینگی، باعث رشد سریع تقاضا برای کالاها و خدمات شده و چون در کوتاه مدت عرضه کالا و خدمات محدود است این امر منجر به ایجاد تورم در اقتصاد می شود.

کنترل حجم نقدینگی هدف نهایی کشورها برای رسیدن به اهداف کلان اقتصادی مثل ایجاد رشد در تولیدات، کنترل تورم، ایجاد موازنه در پرداخت های خارجی و ایجاد اشتغال است. در واقع کنترل نقدینگی به عنوان وسیله ای برای رسیدن به اهداف نهایی اقتصاد است. بدین منظور حجم نقدینگی به گونه ای در نظر گرفته می شود که با حمایت از رشد تولیدات داخلی در حد ظرفیت های تولیدی از بروز تورم جلوگیری نماید.
مقامات پولی کشورها با استفاده از سیاست های پولی رشد نقدینگی را تحت کنترل قرار می دهند.

استهلاک

  نویسنده: سید محمد محسنی

 

                  تولد حضرت عیسی (ع) مبارکباد.

 

استهلاک عبارت است از کاهش ارزش دارائی با گذر زمان و استفاده از آن.

 

از ديدگاه حسابداری هزينه های مستهلک شده عبارت است از هزينه دارايي منهای ارزش اسقاط آن که به طريقي نظام مند واصولي بين سالهای مختلف عمر مفيد دارايي تقسيم مي شود.بايد توجه داشت که کاهش ارزش دارايي تنها ناشی از کاهش تواناييهای فيزيکی آن نيست، بلکه به علل مختلفی صورت می گيرد.مثلا" ممکن است شرايط خدمت دهی آنها تغيير کرده باشد يا وسايل بهتر و اقتصادی تری به وجود آمده باشند.روشهای مختلفی برای تخصيص اين کاهش ارزش به سالهای عمر مفيد دارايي وجود دارد،که در اينجا به خلاصه ای از آنها اشاره می شود:

1- استهلاک خط مستقيم:

اين روش ساده ترين روش محاسبة استهلاک است. در اين روش فرض می شود در طول عمر مفيد ، هر سال هزينة ثابتی مستهلک می شود.بنابراين در اين روش بايد تخميني از ارزش اسقاط داشته باشيم.هزينة استهلاک سالانه از تقسيم تفاوت ارزش اسقاط وهزينة اوليه بر تعداد سالهای عمر مفيد به دست می آيد.

2- استهلاک بر اساس بهای باقی مانده:

در اين روش که گاهی روش درصد ثابت خوانده می شود، فرض بر اين است که هزينة سالانة استهلاک درصد ثابتی از ارزش دفتری دارايي در ابتدای همان سال است. نرخ استهلاک سالانه- که عبارت است از استهلاک هر سال بخش بر ارزش دفتری در ابتدای آن سال- درطول عمر مفيد مقدار ثابتی است وبا R نشان داده می شود (1>R >0) . چنانچه در اين روش  R=2/Nباشد- که در آنN  تعداد سالهای عمر مفيد دارايي است- استهلاک بر مبنای بهای باقی ماندة دوبل خواهد بود. 

3-استهلاک بر اساس جمع ارقام سنوات:

دراين روش ابتدا شماره های سنوات عمر مفيد دارايي به طور نزولی مرتب و جمع آنها مشخص می شود.ضريب استهلاک برای هر سال عبارت است از عدد نظير آن سال در فهرست نزولی بخش بر جمع ارقام سنوات. استهلاک سالانه برابر خواهد بود با ضريب استهلاک در آن سال ضرب در اختلاف ارزش اوليه وارزش اسقاط دارايي.

 4- استهلاک بر اساس تعداد واحد توليد شده:

بعضی مواقع استهلاک بيشتر تحت تأثير ميزان استفاده از دارايي است تا گذشت زمان.در اين گونه موارد بهتر است که برای محاسبه استهلاک از روش فوق که به سنوات بستگی ندارد، استفاده شود. دراين روش ضريب استهلاک هرسال برابر است با کسری از توليد کل که در آن سال توليد مي شود،و استهلاک سالانه برابر است با ضريب استهلاک آن سال ضرب در اختلاف ارزش اوليه وارزش اسقاط دارايي.

5- استهلاک به روش وجوه استهلاکي:

در اين روش استهلاک سالانه در طول عمر مفيد دارايي مقدار ثابتي است که مجموع آن با

نرخ بهرة معين در پايان عمر مفيد برابر با هزينة اوليه منهای ارزش اسقاط مي گردد.بنا براين در اين روش تفاوت ارزش اوليه وارزش اسقاط دارايي در پايان عمر مفيد با ضريب  A/F مناسب به جريان نقدی يکنواحت سالانه تبديل  میشود .

نرخ بهره

  نویسنده: سید محمد محسنی
به بهای پول وام گرفته شده نرخ بهره اطلاق می شود. هرگاه مبلغی پول برای مدت معینی به وام داده شود، مبلغی که در آینده وام گیرنده به وام دهنده می پردازد، بیش از مبلغ دریافتی اولیه خواهد بود. این پرداخت اضافی یا نرخ بهره را می توان به صورت نسبت مابه التفاوت مبلغ دریافتی و مبلغ بازپرداخت در پایان یک دوره معین به کل پول دریافتی بیان کرد. بدین ترتیب هرگاه 100 ریال به وام داده شود و در پایان سال 105 ریال دریافت گردد، نرخ بهره سالانه برابر خواهد بود با 5 درصد یا:
05/0 = 100 / ( 100- 105)
معمولاً نرخ بهره برای یک سال محاسبه می شود و هرگاه مدت آن مشخص نشود منظور همان دوره سالانه است.
باید توجه داشت که در هر زمان نرخ های بهره گوناگونی می توان یافت که به انواع مختلف وام مانند وام سرمایه گذاری ثابت، وام مسکن، وام سرمایه در گردش، قروض کوتاه مدت یا بلند مدت دولتی و غیره مربوط می شود.

علت وجود این نرخ های متفاوت را باید در دلایل وجودی خود نرخ های بهره جستجو کرد. این دلایل عبارتند از:
  1. رجحان زمانی: مبلغ وام داده شده در حقیقت پس اندازی است که در اثر تعویق مصرف به وجود آمده است. هر اندازه تمایل به مصرف حال پول نسبت به مصرف آینده آن زیادتر باشد بدیهی است که مبلغ بیشتری باید برای تعویق مصرف پول پرداخت، یعنی نرخ بهره بیشتر خواهد بود.
  2. امکان غیر نقدینگی: وام دادن عموماً به معنای مبادله پول با یک دارایی غیر پولی مانند اوراق قرضه یا اسناد خزانه است که به عنوان یک وسیله پرداخت برای کالاها و خدمات مورد پذیرش همگانی نیست. هر گاه قبل از تاریخ سر رسید، نیاز وام دهنده به پول بیش از موجودی او باشد، ناچار باید یا دارایی غیر پولی خود را به پول تبدیل کند، یا دست به استقراض بزند. این تبدیل دارایی غیر نقدی به وجه نقد ممکن است با مشکلات، تاخیر و حتی زیان همراه باشد، و لذا معاوضه ی یک دارایی نقدی (یعنی پول) با دارایی دیگری که از نقدینگی کمتری برخوردار است می تواند در صورت نیاز وام دهنده به پول متضمن ریسک زیان برای او باشد. بنابراین در جریان وام دادن تقبل این ریسک باید جبران گردد، و همین است که ضرورت وجود نرخ بهره را ایجاب می کند.
  3. امکان نکول: ممکن است وام دهنده نسبت به باز پرداخت وام از سوی وام گیرنده مطمئن نباشد و وام در حقیقت نکول نشود. تقبل این ریسک نیز دلیل دیگری است برای وجود نرخ بهره، و میزان چنین ریسکی نیز به نوع وام پرداختی بستگی دارد.
  4. تورم: هرگاه تورم قیمت ها در اقتصاد وجود داشته باشد، ارزش واقعی مبلغ وام تا زمان سررسید به نسبت میزان تورم کاهش خواهد یافت. بدین ترتیب برای جبران خطر کاهش قدرت خرید پول وام دهنده، وجود نرخ بهره ضرورت می یابد.
عوامل بالا دلایل وجود نرخ بهره مثبت را بیان می کنند. نرخ بهره پرداختی برای هر نوع وام اساساً قیمت آن وام به شمار می رود؛ یعنی قیمتی که برای استفاده از پول پرداخت می شود.
بر این اساس اقتصاددانان تعیین نرخ بهره را بر پایه عرضه و تقاضا بیان کرده اند: تقاضا برای وام برای مصرف کنندگانی که قصد خرید اعتباری دارند و بنگاه هایی که در پی سرمایه گذاری هستند؛ و عرضه توسط صاحب پس اندازهایی که قصد وام دادن آن را دارند.

آمار سایت

بازدید امروزکاربران آنلاين:
بازديدها :